X
تبلیغات
صاحبدلان
صاحبدلان
ادبيات
چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
خلیل مطران ...  
 

خلیل مطران

 

خلیل مطران(1289- 1369 ه.ق/ 1872- 1949 م)

زندگی:

خلیل بن عبده بن یوسف بن ابراهیم ... مطران، ملقب به شاعر القطرین(لبنان و مصر) و شاعر الاقطار العربیه، در بعلبک لبنان در ژوئیه 1872، بنا بر قول ارجح، در خانواده­ای مسیحی- عربی، معروف به آل­مطران دیده به جهان گشود.(ر.ک: موسی، 1999: 25 و الراضی، 1996: 196).

وی در خانواده­ای اصیل و در محیطی آرام، پایبندی به آداب و سنت­های خانوادگی و ارزش­های اخلاقی را فرا گرفت. مطران در دامان پر مهر مادر، اعتماد به نفس، محبت، جرأت و آزادی را از مادر آموخت. پدرش عبده مطران فردی متملک و تاجری سرشناس بود. مادرش- ملکه الصباع- فلسطینی­الاصل بود که دستی در شعر و ادب هم داشت. آنان محیطی مناسب برای رشد و برروز استعداد و ذوق ادبی مطران فراهم آوردند. او در اولین مدرسه­ها تجربه­هایی فراوان به دست آورد. ( محمد عویضه، 1994: 5).

محیط و اجتماع اطراف او تأثیری بسیار بر رشد فردی، ادبی و اخلاقی او گذاشت. وی برای کسب تجربه به شهرهایی مختلف چون زحله، بیروت، اسکندریه، پاریس و قاهره مسافرت کرد. مطراندوران کودکی­اش را در شهر بعلبک سپری کرد. د رکودکی علاقه­ای شدید به سوارکاری داشت، و به همین علت روزی به هنگام سوارکاری از اسب افتاد، و استخوان بینی­اش شکست و به همین علت نوعی گرفتگی در بینی و صدای او ایجاد شد.(ادهم، 1940: 64).

ترس از تکرار شدن چنین حادثه­ای باعث شد  او را برای ادامه تحصیل به زحله بفرستند. چیزی نگذشت که در دانشکده به عنوان یکی از محصلان بسیار موفق شناخته شد. در همین شهر اولین نمونه­های استعداد ادبی مطران نمود پیدا کرد. درحالیکه هنوز به طور علمی و فنی در عروض و صرف و نحو تخصصی نداشت، اولین سروده­های خود را عرضه کرد، هرچند این آثار از قوام ادبی محکم برخوردار نبودند. پس از اتمام تحصیلاتش در زحله، برای ادامه تحصیل به دانشکدۀ پطریرکی رم کاتولیک، در بیروت پیوست و در آنجا به دستاوردهای علمی و فرهنگی مختلف دست پیدا کرد و در دو زمینۀ ادب عربی و فرانسوی تحقیقاتی انجام داد. او در آنجا از محضر استادان برجسته­ای چون آل یازجی و ابراهیم یازجی برای تقویت بنیۀ علمی خود بهره­مند شد. ابراهیم یازجی از اولین احیاگران مجد ملیت عربی بود که گرایش به آزادی، استقلال و عشق به وطن را در شاعر تقویت کرد، چیزی که در زندگی ادبی شاعر تأثیر گذاشت.

محیط علمی و ادبی دانشکده، جمعیت­ها و انجمن­های ادبی، روزنامه­ها و مجلات، همگی در تقویت بنیۀ ادبی و رشد اندیشه و دید اجتماعی و سیاسی او تأثیری زیاد گذاشت. همچنانکه اندیشه­های اصلاح­طلبانه و آزادی­خواهانه، آرام آرام در کالبد جامعه دیده می­شد، فعالیت­های ادبی و سیاسی مطران نمودی بیشتر پیدا می­کرد.(موسی، 1299: 29).

بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده، اندیشه­های آزادی خواهانه، مطران را به مبارزه برضد استبداد عثمانی کشاند. او در قصیده­ای مردم را به مبارزه بر ضد استبداد ترک و حکومت سلطان عبدالحمید فرا خواند. همین عوامل باعث شد که جاسوسان در یک شب به قصد کشتن او اتاقش را به گلوله بستند؛ ولی در اتاق نبود و جان سالم به در برد. یه همین سبب خانواده­اش او را به پاریس فرستادند. مطران مدت دو سال در پاریس بود. وی در طول این دو سال، به مطالعه و بررسی ادبیات فرانسه و آثار بزرگان آن به­ویژه مشاهیر ادب رمانتیک، از جمله ویکتور هوگو و آلفرد دوموسه پرداخت و در عین حال مبارزات آزادی خواهانه و فعالیت­های سیاسی خود را، ادامه می­داد. مطران در همین شهر با فعالیت­های رجال  جنبش ملی ترکیه که حزب( ترکیۀ جوان) بودند، رابطه برقرار کرد؛ ولی سفارت ترکیه از این موضوع ناراحت شد و باعث شد مطران از پاریس به مصر بیاید. در مصر به عنوان شاعری معروف شناخته شد. او هر هفته مقاله­ای در زمینۀ سیاست، اجتماع ، اقتصاد و ادب می­نوشت. مقالات او در مصر انعکاسی شدید به دنبال داشت.

او در سال 1900 مجله­ای موسوم به «المجله المصریه» را تأسیس کرد که نخستین مجله بود در تاریخ شرق که اختصاصاً به مسائل ادبی می­پرداخت؛ ولی این مجله پس از دو سال متوقف شد، تا اینکه بعد از یک وقفۀ طولانی در سال 1909 به اصرار دوستان و خوانندگان منتشر شد. مطران بعد از متوقف شدن این مجله، در سال 1903 به همکاری یوسف الخازن، روزنامۀ الجوائب المصریه را به چاپ رساند. در آن به چاپ موضوعات سیاسی، ادبی و اقتصادی می­پرداخت. (حنا فاخوری،1378: 465).

مطران در کنار فعالیت دوازده ساله­اش در مطبوعات، در اوقات فراغت نیز شعر می­سرود. بسیاری از قصایدش در مجلۀ الموسوعات و انیس الجلیس به چاپ می­رسید.

مطران، مدتی نیز در عرصۀ تجارت فعالیت داشت؛ ولی ورشکست شد و این امر باعث وارد شدن ضربۀ روحی شدید بر او شد؛ ولی به همت دوستانش به قاهره بازگشت و به عنوان مدیر کل شرکت کشاورزان منسوب شد و از عزلت و تنهایی نجات یافت.

زندگی مطران مصادف با اوج دوران استبداد ترکیه، جنگ­های طوایف دینی و مذهبی، احزاب سیاسی، استعمار انگلیس و مبارزات آزادیخواهانه بود. این وقایع بر اندیشۀ مطران تأثیر گذاشت و او یکی از مبارزان و آزادیخواهانی بود که نهال مبارزه با بندگی، استعمار، استبداد، غفلت و عقب­ماندگی در وجودش طراوت و تازگیش را حفظ کرد. شعر و ادب او اندیشۀ خفتۀ آزادی، بیداری سیاسی و تشویق به مبارزه را بیدار کرد.

مطران با بسیاری از بزرگان عصرش، مردان علم و ادب و سیاست چون جمال­الدین اسدآبادی، محمد عبده، مصطفی کامل، حافظ ابراهیم و ... ارتباط و دوستی داشت. همچنین با شاعران مصری از جمله احمد شوقی ارتباط نزدیک داشت.

خلیل مطران در بین ادبا جایگاهی رفیع دارد. همل محققان آثارش و مریدان ودوستانش، تأکید دارند که او اشراف زیاد به زبان عربی، فرانسوی، انگلیسی و حتی اسپانیایی داشت. ترجمۀ نمایش­نامه­هایی چون هملت، تاجر ونیزی، مکبث، اتللو و ... و مقالات متعدد او در زمینۀ تاریخ، تجارت، اقتصاد، و تربیت شاهدی بر این مدعاست. بسیاری از ادبا چون الیاس ابوشبکه، احمد زکی ابوشادی، خلیل شیوب و بشر فارس، شیوه و سبک او را در قصاید قصصی و درامی دنبال کردند.

جمال­الدین رمادی اولین کسی است که دیوانش را بررسی کرد. مطران علاوه براینکه شاعری تواناست، ناقدی تحلیل­گر است. دیدگاه­های نقدی او که بسیار بارزش و محکم است در المجله المصریه به چاپ رسیده است. مقدمۀ دیوان اساس حرکت نوگرایی در در نقد جدید عربی است؛ به عبارتی جوهره و اساس حرکت­های نوگرایانۀ جماعت­های ادبی چون جماعت دیوان، شعرای مهجر و جماعت آپولوست. مطران پس از احمد زکی ابوشادی و احمدشوقی در سال 1932 به عنوان رئیس جمعیت آپولو انتخاب شد. جمعیتی که در فعال کردن جنبش نوگرایی در شعر و ادب جایگاهی والا داشت و اعضای برجستۀ آن، بزرگانی چون: ابوالقاسم الشابی، الیاس ابوشبکه، ایلیا ابوماضی، علی محمود طه، احمد محرم، حسن کامل الصیرفی و... است.(ر.ک: فوزی عطوی،1989: 116)

پایان زندگی مطران:

مطران زمانی طولانی از بیماری تنگی نفس و نقرس رنج می­برد، تا اینکه سرانجام در غروب یکی از روزهای سال 1949 رخت از این عالم بربست. در قاهره او را به خاک سپردند و در سال 1966 جسد مطران به زادگاهش بعلبک انتقال یافت.

آثار خلیل مطران:

خلیل مطراندر زمینه­های مختلف ادبی، نقدی، روزنامه­نگاری، ترجمۀ آثار تاریخی، ادبی، تربیتی، اقتصادی و نمایشنامه فعالیت می­کرد. تألیفات و آثار او عبارتند از:

1- دیوان که حدود 1600 صفحه و در سه مجلد است و حدود 30 هزار بیت دارد. 2- کتاب مراه الایام فی ملخص تاریخ العام، کتابی دربارۀ تاریخ و تمدین قدیم عرب است. 3- من ینابیع الحکمه: کتابی است حاوی آیاتی از قرآن کریم و مجموعه­ای از ضربالمثل­های عربی و عبارت­های اخلاقی است. 4- الی الشباب: مجموعه­ای است شامل وصایای اخلاقی، ادبی و مبادی وطنی و اجتماعی است. 5- کتابی دربارۀ شبلی شمیل دانشمند و فیلسوف. 6- دیوان ابنقلاقس که آن را از نسخۀ خطی مصطفی توفیق به چاپ رساند.

ترجمه­هایی که انجام داده عبارتند از: 1- تربیت اراده: مجموعه­ای در تربیت اخلاقی از ژول بایوت 2- الموجز فی علم الاقتصاد به همکاری حافظ ابراهیم از فرانسه به عربی ترجمه کرده است. 3- الفلاح تألیف یوسف نحاس که آن را از فرانسه به عربی ترجمه کرده است.4- عطیل نمایشنامۀ شکسپیر و همچنین نمایشنامه­های مکبث، هملت، تاجر ونیززی از شکسپیر و هرنای از ویکتور هوگو و... را ترجمه کرده است.

گرایش مطران به مکتب رمانتیک و توجه به اصول این مکتب در اشعارش، توجه به جنبه­هایی درونی انسان، غم، اندوه، وصف، توجه به احساسات درونی و احساسات انسانی، مهمترین درونمایه­های شعری خلیل مطران است، و همین گرایش در اشعرش باعث شده است که او را خاتم مکتب کلاسیک و فاتح مکتب رمانتیک در شعر عربی قلمداد کنند.

منابع:

- محمد محمد عویضه(1994)؛ خلیل مطران شاعر القطرین؛ چاپ اول، بیروت: دارالکتب العلمیه.

- اسماعیل ادهم(1940)؛ خلیل مطران شاعر العربیه الابداعی؛ قاهره: دارالنهضه مصر.

- فوزی، عطوی(1998)؛ خلیل مطران شاعر الاقطار العربیه؛ چاپ اول؛ بیروت: دارالفکر العربی.

-  خلیل موسی(1999)؛ خلیل مطران شاعر عصر الحدیث؛ چاپ اول؛ دمشق: انتشارات ابن کثیر.

- عبدالرحمن الراضی(1996)؛ شعراء الوطنیه فی مصر؛ قاهره: نشر الدار القومیه للطباعه و النشر.

- حنا الفاخوری(1378)؛ تاریخ ادبیات زبان عربی؛ ترجمۀ عبدالمحد آیتی؛ چاپ چهارم؛

 

 تهران: توس

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389
کعب ابن زهیر ...  

کعب ابن زهیر(644 م- 24 ه)

پدرش زهير بن أبى سلمى از شعراى معروف عرب و سراينده يكى از«معلقات سبعه»بود كه قصيده‏اش مدتها پيش از نزول قرآن به‏ديوار كعبه آويخته بود و يكى از شاهكارهاى ادبى آن زمان به شمار مى‏رفت.زهير بن ابى سلمى دو پسر داشت يكى به نام بجير و ديگرى به نام كعب كه اين هر دو مانند پدرشان زهير شاعر بودند و در مدح و ذم افراد شعر مى‏سرودند.بحير مدتها قبل از فتح مكه مسلمان شده بود و در سلك مسلمانان به سر مى‏برد،ولى كعب در زمره دشمنان اسلام زندگى مى‏كرد و تا جايى كه مى‏توانست با شعر و نثر مردم را نيز عليه رسول خدا تحريك مى‏نمود.

پيغمبر اسلام دستور تعقيب و قتل شاعرانى امثال كعب را كه در هجو و مذمت او شعر مى‏گفتند و از اين راه موانعى سر راه پيشرفت اسلام ايجاد كرده و ضربه مى‏زدند صادر كرده بود و يكى از آنان نيز در جريان فتح مكه به دست مسلمانان به قتل رسيد و دو تن ديگر از اين شاعران فرارى بودند.

بجير كه پس از فتح مكه نگران وضع برادرش كعب بود و مى‏ترسيد به دست مسلمانان بيفتد و به سزاى تحريكاتى كه عليه پيغمبر اسلام كرده و اشعارى كه در هجاى آن حضرت سروده به قتل برسد،نامه‏اى به او نوشت كه اگر به حيات و زندگى خود علاقه‏مند هستى خود را به مدينه برسان و اسلام بياور و در پيشگاه پيغمبر اسلام از اعمال گذشته خود توبه كن كه پيغمبر مرد رؤف و مهربانى است و هر كس نزد او اظهار ندامت نموده و توبه كند او را مى‏بخشد.

اين نامه خير خواهانه كه به كعب رسيد تصميم گرفت به پيشنهاد برادرش بجير عمل كند و خود را به مدينه و رهبر بزرگوار اسلام رسانده مسلمان شود و از كرده‏هاى گذشته خود پوزش بخواهد و به همين منظور قصيده‏اى مشتمل بر پنجاه و هشت بيت در مدح رسول خدا(ص)سرود كه مطلعش اين بود:

بانت سعاد فقلبى اليوم مبتول‏ 
متيم اثرها لم يفد مكبول

و پس از ابياتى كه در وصف سعاد به رسم شاعران ديگر گفته به عنوان عذر خواهى از گذشته خود گويد:

نبئت ان رسول الله أو عدنى‏ 
و العفو عند رسول الله مأمول‏ 
مهلا هداك الذى اعطاك نافلة 
القرآن فيها مواعيظ و تفصيل

به من گزارش دادند كه رسول خدا(ص) مرا تهديد كرده است در حالى كه عفو و گذشت از پيامبر مطلوب و مورد آرزوست و تا آنجا كه در وصف پيغمبر اسلام(ص)گويد:

ان الرسول لنور يستضاء به‏ 
مهند من سيوف الله مسلول‏ 
فى عصبة من قريش قال قائلهم‏ 
ببطن مكة لما اسلموا زولوا

يعنى پيامبر مشعل فروزانى است كه در پرتو آن جهانيان براه راست هدايت مى‏شوند و از شمشيرهاى برهنه الهى است كه همه جا با پيروزى كامل توأم است. سپس كعب خود را به مدينه رسانيد و به خانه مردى از قبيله«جهينه»كه با او سابقه رفاقت داشت وارد شد و آن مرد«جهنى»نيز چون صبح شد او را به مسجد آورد و هنگامى كه نماز صبح به پايان رسيد كعب برخاسته پيش روى پيغمبر آمد و نشست و سپس معروض داشت اى رسول خدا كعب بن زهير به مدينه آمده و مسلمان شده و از كارهاى گذشته خود پشيمان گشته مى‏خواهد به نزد شما بيايد و توبه كند،آيا او را مى‏پذيرى؟ فرمود:آرى. در اين موقع كعب خود را معرفى كرده گفت:من كعب بن زهير هستم و آن گاه قصيده خود را خواند و رسول خدا از او درگذشت.

دوشنبه هفدهم اسفند 1388
الشنفری ...  

 

 

نام ونسب:

نام وی ثابت ابن اوس الازدی و لقب وی شنفری است(گویند دلیل این که به شنفری میگفتند چون لبهای پهن و بزرگی داشت). محل ولادت او نامعلوم است. شنفری از شاعران چالاک و تیزدو عرب است چنانکه ضرب المثل برای دوندگی شده است. زندگی را گاه به تنهایی وگاه به همراه دیگران به غارت وچپاول گذراند. او از شاعران صعالیک(جوانمردان غارتگر)است. سوگند خورد که صد نفر از بنی سلامان را بکشد. نودونه تن را بکشت تا سرانجام اسیر ابن جابر از آن قبیله او را به قتل رسانید؛گویند مردی از آن قبیله به خشم بر جمجمه اش پای کوبید پاره استخوانی از آن به پایش رفت و سبب مرگش گشت و در نهایت شنفری به قسم خود وفا نمود.

شعر الشنفری:

اشعار باقیمانده از شنفری  در مایه ی فخر وحماسه می باشد. مشهورترین قصیده او "لامیه العرب "می باشد که مشهورترین شرح های آن شرح زمخشری موسوم به "اعجب العجب فی شرح لامیه العرب"است؛ البته مقالاتی هم در مقایسه لامیه العرب شنفری و "لامیه العجم طغرایی"نوشته شده است. شنفری در قصیده لامیه العرب که به "نشید الصحراء"نیز مشهور است ،فرزند بیابانهای بی آب وعلف و گیاه و رفیق درندگان و وحوش است. در عین حال مردی است با عزت نفس و با روحی لطیف.

لامیه العرب از جهت ادبی ارزش فراوان دارد؛ زیرا که نمونه ی کامل شعر در دوره ی بدوی است و از جلوه های شهرنشینی و نوشخواری به دور است. عزت نفس یک عرب بادیه نشین و خشونت زندگی بدوی و واقعیت جاهلی در معانی و الفاظش هویداست. او بیشتر به صور محسوس توجه دارد و لغات غریبه در شعر اوبسیار است. آری شنفری شاعری است با احساساتی بدوی و روحی سرکش .

او شاعر طبیعت است در عین قساوت و سختی و عریانی آن.

سه شنبه بیستم بهمن 1388
ایلیا ابوماضی ...  
 

ایلیا ابوماضی،در قریه المحیدثه در شمال لبنان متولد شد

برخی سال ولادت اورا 1889 میلادی (از جمله مجله المهجریه)و گروهی دیگر از جمله جورج صمیدح در کتاب ادبنا وادباونا فی المهجر سال تولد اورا 1891 م می دانند

به دلیل وضعیت مالی نامناسب خانواده تحصیلات او فقط در سطح ابتدایی بود

گویند:او مسیر طولانی ای را در سن 7سالگی برای آموزش علم در مدرسه ای که علامه شیخ ابراهیم  منذر ،مدیریتش را بر عهده داشت ،میرفت و از روزنه ی در وپنجره به درس گوش میداده که وقتی معلمش شدت اشتیاق او به آموزش را میبیند به او اجازه میدهد بدون پرداخت شهریه وارد کلاس شود.

به خاطر فقر و تنگدستی در سال 1900به مصر مهاجرت میکند

در سال1902به دکان عمویش در اسکندریه میرود و پیش او شاگردی میکند

در دکان عمویش با انطون الجمیل که به دکان عمویش آمدوشد داشته،آشنا میشود؛جمیل هوش وذکاوت ابوماضی را درمی یابد واو را به سرودن شعر تشویق می کند.

ایلیا اشعاری را که میسرود به چمیل برای تصحیح ارائه میدادو سپس در مجله الزهور به چاپ میرساند.

اولین قصیده ای که در مجله الزهور به چاپ رسید ؛روایت دختر جوانی بود که خانواده اش به ازدواج با یک پیرمرد مجبور کرده بودند و آن زندگانی برای دختر مثل زندان بدون آزادی بود.

در سن 22سالگی اشعار و قصایدی را که در مجله ی الزهور چاپ یکرد ،گردآوری ودر دیوانی با نام تذکار ابوماضی چاپ کرد(1911م)

سپس به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردو در آن جا مدتی به خرید وفروش اجناس اشتغال داشت.از آن پس به شاعری و روزنامه نگاری روی آورد.

در سال 1916"دیوان ایلیا ابوماضی" با مقدمه ای از جبران خلیل جبران انتشار یافت و در 1925 مجموعه ی دیگری از اشعار او با عنوان "الجداول"-جویبا رها-با مقدمه میخاییل نعیمه منتشر شد.

ابوماضی در 1929 در بروکلن (نیویورک)مجله ای دو هفتگی به زبان عربی به نام السمیر

-دوست-تاسیس کرد که از سال 1936 به صورت روزانه درآمدو تا هنگام وفات وی ادامه یافت.

در 1940چهارمین دفتر اشعار خود را به نام "الخمائل"-درخت زارها-منتشر کرد.

بعد از در گذشت وی نیز مجموعه ای از اشعارش با عنوان "تبروتراب"-طلا وخاک –در بیروت به طبع رسید

 

 

مایه های شعری

ایلیا ابوماضی در زمره شاعران مهجر است

شاعران الادب مهجر حرکت خروشانی را علیه زبان به شیوه های قدیم شعر واغراق آن برپا کردند وبرای بیان اندیشه های خود از اسلوبی مانند هجا،مدح و فخر سود جستند.

پس از گذشت مدتی شماری از این شاعران به یکدیگر پیوستند و انجمنی به نام الرابطه القلمیه را در سال 1920 در شهر نیویورک بنا نهادند؛موسس آن دکتر عبدالمسیح حداد بود،از دیگر اعضای "الرابطه القلمیه"جبران خلیل جبران است که پس از مدتی ریاست این انجمن را بر عهده گرفت.

ایلیا ابوماضی از سال 1911 به موضوعات سیاسی و وطنی روی آوردو در مسیر آزادی مصر از استعمار انگلیس و آزادی بلاد عربی قدم برداشت و در حزب وطنی مصری که رهبری آن را مصطفی کامل بر عهده داشت،همکاری میکرد.

2تا قصیده وطنی سرود یکی به خاطر بازگشت محمد فرید رئیس حزب وطنی مصر از اروپا و یکی دیگر برای مصطفی کامل سرود .

ابوماضی شاعر تامل است؛تامل در هستی ،درباره انسان واین یکی از بارزترین وجوه اندیشه اوست و این اندیشه تحت تاثیر اندیشه خیام ،ابوالعلاءمعری وجبران است.

شاعر پرسشهایی درباره هستی دارد و این پرسشها را راهی در جهت گشودن و کشف رمز هستی میداند

تامل در طبیعت،هستی ،وطن،انسان و عشق از این موارد است

پایان نامه ها ورساله هایی که درباره این شاعر نوشته شده است

 

خوشبینی در شعر ایلیا ابوماضی و محمد حسین شهریار

پایان نامه کارشناسی ارشد

دانشجو:محمد جعفر اصغری

راهنما:دکتر محمد خاقانی

دانشگاه اصفهان

نتیجه:شهریار خوشبین تر از ابوماضی است زیرا ایلیا ابوماضی نسبت به هستی و زندگی دچار شک و تردید بود.

 

 

 

انسان واجتماع از دیدگاه مهدی اخوان ثالث

پایان نامه کارشناسی ارشد

دانشجو:جواد دهقانیان

استاد راهنما:فضل الله میر قادری

 

دانشگاه شیراز

 

 

نتیجه:

شعر تاملی مهدی اخوان ثالث وایلیا ابو ماضی به ما این تئانایی را می بخشد تا با واقعیت های اجتماع این دو شاعر در یکی از حساسترین دوره های تاریخ خاورمیانه آشنا شویم.

شعر این دو ناله ی مردم دردمندی است که استبداد و استعمار فریادشان را در گلو شکسته و برای ابراز وجود مجالی نیافته اند.

از این رو درک پیام شعری اخوان وابوماضی از سوی مردم مشرق زمین به منزله شناخت ضعف ها ونقصها و جستجوی عوامل پیروزی به حساب می آید.

از سوی دیگر تاثیر اندیشه خیامی برافکار این دو شاعر ،زبان شعری آنها را در انسان شناسی و فلسفه هستی به طرز شگفت آوری به هم نزدیک ساخته است.

 

بررسی ادبیات مهاجرت فارسی و عربی

رساله دکتری مصطفی کمال زاده